برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
سلام.این اولین گزارش من از حال خودم هست.اینجا تنها جایی هست که میتونم هر چی دلم خواست بگم چون شماها منو نمیشناسین.اینروزها زیاد حالم خوب نیست.دست راستم از قبل عروسی درد میکرد و خوب نشده و روز به روز بدتر میشه و یک سقط جنین داشتم.دلم برای خدا تنگ شده.اون دلمو نمیشکونه.من هنوز نفس میکشم.خدایا شکرت و خیلی دوستت دارم.
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
درود دوستانم.این روزها حال خوشی دارم.به منزل پدرم آمده ام و قرار است مدتی بمانم.به تازگی آموخن طراحی سایت را پیش گرفته ام.خیلی علاقه دارم برای خودم لب تاپ مایکروسافت بخرم.شاید 10سال دیگر بتوانم .امیدوارم موفق بشوم.روزتان خوش باد.
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
سلام..خوب هستین دوستای عزیزم؟اینجا یکی از جاهایی هست که من میتونم خودم باشم و با خیال راحت هر چی که تو ذهنم هست رو بیان کنم..بدون ترس از قضاوت شدن ومورد نصیحت واقع شدن..چون اینجا کسی من رو نمیشناسه در
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
بالاخره با مقابله با تموم انرژی منفی های دیگران و مشکلات دوری من تونستم برم دانشگاه..اونم چه رشته ای..ادبیات..بجای ادبیات میشه گفت:فرهنگ،آرامش،ادب،عشق،عشق و عشق...من عاشقشم..الان دو ماه و بیست روز میگذره و من هر روز عاشق تر میشم..درسا برام سخت نیست و چقد خوبه که دنبال علاقت بری..بعد چهار سال..❤
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
هعی..همیشه بقیه مهم ترن..همیشه تواولویت آخرم..
کاش احساس اظافه بودن نداشتم..
یکم باهم مهربون باشیم..خصوصا اونایی ک میدونیم دوسمون دارن..
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
هر چند وقت یکبار رنگ مویی ک دوس داشتم بزارم رو تو گوشیم نگا میکنم و بعد ک یاد قیمتش می افتم حرف مامانم تو گوشم میپیچه ک میگه موهای خودت خیلی بهتره.
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
چقد سخته کسی ک مثل داداشت میمونه بعد دو روز عید دیدنی از پیشت بخواد بره..خیلی دلم برا داداشمتنگ میشه کاش بیشتر پیشم میموند.کاش همه چی بهتر بود..واسه فردا بلیط داره:(
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
چقد خوبه ک خاطرات هفت هشت سال قبلتو بخونی و ب حال و روز اون سال هات فکر کنی ..گاهی میخندی.. گاهی افسوس حال و روز اون موقع رو میخوری..شایدم تو بعضی سطر ها خدارو شکر کنی ک الان فهمیده تر و عاقلی..ب هر ح
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور
سلام..
دوباره بعد از مدت ها برگشتم تا احساسم رو از سریال پایتخت بازگو کنم..
ولی خیلی سخته..نمیدونم چرا اون لحضه احساس ناراحتی شدیدی وجودم رو فرا گرفت..خیلی سخته..!!
احساس میکنم عاشق ی فرشته هایی هستم ب اسم مدافعان حرم ک نذاشتن آب تو دلم تکون بخوره...
خیلی برام مقدسن..دلم نمیخواد این رویای خوب تموم شه..خدا کنه همیشه خونه ی امروز و فرداهام وخونه ی فرزندانم امن باشه..
زیبا،مهربان و پر از خوبی ها..
برچسب:
نویسنده: مهران رضاپور