این روزهایم عجیب میگذرد..
صبح ها صدای:منم باید برم..اره برم سرم بره..
یا صدای لالایی برای علی اصغر..
در خانه میپیچد..
هیچ چی از عاشورا نمیدانم..
از عراق نمیدانم..
از سوریه ..یا حلب..
اما میدانم این مکان ها پر از عشق است..
پر از عشق به حسین..
خون رنگین شهدا..
وای..
دوباره یاد روضه ها میفتم..سر به نیزه ی...شاه..شاه کربلا..
یا زهرا گفتن های وسط زنجیر زنی که با ابهت از قلب مداح به گوش میرسد..
بی تابی های رقیه..
این جمله هیچ وقت تکراری نمیشه:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،ای اهل حرم سید و سالار نیامد..
امان از دل زینب..امان از دلش..امان..
گریه ندارد.....
ما را در سایت گریه ندارد.. دنبال میکنید
برچسب: دلم نوشته,دلم نوشت,دل نوشته,دل نوشته ها,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته های غمگین,دلنوشته غمگین,دلنوشته های حسین پناهی,دلنوشته های کوتاه,دلنوشته های من, نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:48